خوش اومدی - بیا تو

 

 

 از اینکه مارو انتخاب کردین خیلی ممنونیم این وبلاگ توسط من (فرامرز کوچیک همه شما - کاکل به سر ) و آبجی گلم (فرنوش جان - چادر زری) تنظیم شده ما رو از نظرات قشنگتون بی بهره نکنین


یک نفر یک جایی...

به تو الفبای عشق را آموختم

دنیای یکرنگ

گفتنــــــد:

عیــــــنک سیـــــــــاهـــت را

بــــردار دنـــــــــــیا پــر از زیباییست

عیـــــنکـ را برداشــــتمـ

وحـشتــــ کردمـــ از

هـــــــــیاهـــوی رنـــگــــــها

عیـــــــــنکمــ را بدهیــــــد

میــــــــــــــخواهمــ به دنــــــــــــیای

یکـــــــرنـــــگـ پناه بـــــــــــرم

 

 

ماه رمضان مبارک

 

در خلوت شب ز حــق صـدا می‌آید
از عطر سحر بوی خدا می‌آید
با گوش دگر شنو به غوغای سکوت
کز مرغ شب ، آواز دعا می‌آید . . .
ماه رمضان مبارک

 

فقط چند قدم مانده بود

فقط چند قدم مانده بود

برسم به "تو"

اگر این خواب لعنتی دیشب ادامه داشت....

 

قلب سرزمین عجیبیست

شیرین بهانه بود.

 

فرهاد تیشه میزد تا باور نکند صدای مردمی را

که در گوشش می خواندند:دوستت ندارد

تا افق پرواز کن

مثل یک درنای زیبا تا افق پرواز کن 

 نغمه ای دیگر برای فصل سرما ساز کن

زندگی تکرار زخم کهنه دیروز نیست

بالهای خسته ات را رو به فردا باز کن.

 

عشق یعنی...

چه دردیست


چه دردیست در میان جمع بودن

 ولی در گوشه ای تنها نشستن

به رسم دوستی دستی فشردن

ولی با هر سخن قلبی شکستن

 

غم دل

 

عاشقت بودم و ديوانه حسابم کردی

آشنا بودم و بيگانه خطابم کردی


گفته بودم چو بيايی غم دل با تو بگويم


چه بگويم، که غم دل برود تا تو بيايی!

 

اندوه

آرزوهایم...

دیگـــــر تــــمام شـــد . . . !



آرزوهایـــم را گذاشتــــم در کـــوزه و



با آبـــش قــــرص اعصابــــــ میخـــورم . . . !



جای پا...

 

گفتمش دل میخری ؟

پرسید چند ؟

گفتمش دل مال تو تنها بخند

خنده ای کرد و دل ز دستانم ربود

تا به خود باز آمدم او رفته بود

دل ز دستش روی خاک افتاده بود

جای پایش روی دل جا مانده بود